تبليغاتX
مرا دریاب که دل دریایی من بی تو مردابست
 

مرا دریاب که دل دریایی من بی تو مردابست

 
 

 
 
پارمیدا
پارمیدا

تا که بودیم ،نبودیم کسی ...
کشت ما را غم بی هم نفسی.
تا که رفتیم همه یار شدند ...
خفته ایم و همه بیدار شدند .
قدر آیینه بدانیم چو هست ...
نه در آن وقت که اقبال شکست .

 

 

پیوند ها

آشنایی با یک معلول قطع نخاع

از تشویش دست هایم

من و ام اس

سوته دلان

گیلاس خانومی هستم

روزمرگی

نیمه پنهان من

شرح زندگی من....

آزی

برای نخود وفندقم

خاطرات زندگي يك زن

یادداشت های یه آدم عجیب و غریب

هرچی دلم میخواد

دیرتش باد

سپیده

گذشته ایران زمین

حرفهایی برای گفتن

حکایت من در ولایت غربت

یزدان نگار

تا دنیا دنیاست دوستت دارم

دانشگاه با طعم باران

یادداشت های یک دختر ترشیده

توکای مقدس

زایمان شیرین ترین سختی دنیا

 

مطالب اخير

بدون شرح

...همسر جونی...

...4 سالانه...

...آینده نه چندان دور ایران...

...این منم که ...

....Happy Anniversary...

هردمبیلیات

دامادی نامه و فینالش...

....7 سالانه....

...جور واجور نامه...

 
 

هردمبیلیات

.... سلام اگه خدا قبول کنه امتحاناتم تموم شد و به قول یوسف عزیز دوباره یه دوزار وقت پیدا کردم.البته که امتحانات پارسا تموم شد و منم جون به سر شدم تا امتحانش تموم شد.هیچ وقت فکر نمیکردم با مدرک لیسانس حقوق قضایی یه روزی سر اینکه "دارا با اسب آمد ...یا سوسن دامن مادرش را تمیز می شوید ...یا ۶-۹ میشه چند؟"انقدر فک بزنم.طوری شده بود که وقتی همسر جونی یه سوالی میکرد و جواب من رو نمی شنید نا خود آگاه بخش میکردم دیگه صدا کشی و ... که بماند.اگه خدا قبول کنه قراره  سر پارسا و پرنیان سه باره دیپلم بگیرم.راستی پاپاری من دو تا دندون بالاش هم افتاده و شده نمک خالی.

....قبلا گفته بودم که من تو خواب دیدن حرف ندارم اگه یه شب خواب نبینم اونهم از نوع چرندیات باید ریشه یابی کنم ببینم روز قبلش چه بلایی سرم اومده که خواب ندیدم یا مثلا شونصد تا خوابم شده پونصد تا.و البته این ارث رو مرهون مادر بزرگ خدا بیامرزم هستم که در این امور پیشکسوت بود.الهی بمیرم پیرزن با کمر دولا و عصا سر پیری خواب دیده بود که دارن به زور می برنش سربازی ،بیدار که شد از ترس تب کرد....توی ماه رمضان خواب دیدم که توی پارکها گوسفندها (از اون گوسفند کارتونیها که پشمالو هستند)لباس رنگ و وارنگ جیغ ورزشی پوشیدن و دارن اروبیک کار میکنن.پیش خودم گفتم بابا این دولت و شهرداری هر کاری که نکردن لا اقل ملت رو ورزش کار کردن.تصور کنید یه گله گوسفند با لباسهای شمعی زرد و نارنجی و بنفش با دنبه های آویزان سفید تپلی دارن پروانه میرن یا استپ کار می کنن....وقتی برای خواهرم تعریف کردم کلی حسرت خورد که چرا اون خواب نمی بینه و اگر هم ببینه یادش نمی مونه.....۲-۳ هفته پیش دوباره خواب دیدم که مسابقه فوتبال ایران بود .حالا اگه گفتین دروازه بان کی بود؟آره عزیزم درست حدس زدید کسی نبود ججججججججججججججججججززززززززززززززززززز  لیلا فروهر. اونم با چه فشنی موهاش رو هانری درست کرده بود با یه لباس سفید بلند و ارایش خلیجی تازه وسط کار رفت با داور هم دعوا کرد تا اینکه رفتن جدا شون کردن.بعد از فوتبال سر از آرایشگاه در آوردم که اونجا هم یهویی رضا صادقی با اونهمه پشم و پیلی اومد نشست که ابروی من رو  برداره.منم هاج و واج نگاهش میکنم که این اگه خودش طبیب بود این حال و روز ریش و مویش نبود که...تازگیها یه چیزی اختراع کردن که خوابها رو ضبط میکنه.اگه من ازش استفاده کنم ببین چه سناریو هایی که ازش در نیاد.راست کار اسپیلبرگ برای فیلم ساختن ۳ بعدی ۴ بعدی.دیگه ژوراسیک و جنگ ستارگان کیلویی چنده!!!

.......مهرداد عزیز  توی وبلاگش نوشته بود که ....نمیگم تا بری خودت بخونی(اینم یه مدل تبلیغ هست دیگه)که منم آه از نهادم بر خواست که بابا کو دیگه اون دولت و قلهک قدیم.من خودم که بچه اونجا هستم دیگه از ترافیک ترافیک ترافیک(به قدری ترافیکش فاجعه باره که باید ۳ بار می نوشتم) و بوق و ماشین و ... خسته شدم راستی میدونستید قلهک و محله زرگنده آلوده ترین نقطه تهران هستند!!!داشتم می گفتم خونه قبلی ما الان وسط بلوار کاوه هست یه پرده دوزی و یه مهد کودک اول بلوار هست که اونها توی طرح نیفتادن ولی خونه ما افتاد تو طرح یا به عبارت واضح تر شمایی که از جنوب به شمال بلوار میری داری از وسط آشپزخونه و قابلمه قرمه سبزی ما رد میشی.جلوی خونه امون یه زمین خالی بود که بالاش هم یه سراشیبی جیغ بود که این یکیش هنوز هست یعنی خروجی صدر کاوه جنوبی کلاهدوز.(فکر کنم دیگه باید خودمو شطرنجی کنم با این آدرس دادنم .بفرمایید تو دم در بده.حالا یه چای دیگه میخوردید...)خونه الان مامانم هم یه چند تا کوچه پایین تر هست.د نه تو رو خدا این یکی رو دیگه نمیگم کجاست.اون زمان یعنی تا قبل از مدرسه من و اسباب کشی به خونه جدید  زمستون که می شد یعنی عروسی ما بچه ها بود .یه ایرانیت(تو بخون اسنو بورد) مینداختیم روی برفهای اون سراشیبی ــ که دیگه از بس لیز بود هیچ موجود حیات داری از روش رد نمیشد چه برسه به ماشین ــ و می نشستیم روش و جیغغغغغغغغغغ تا برسیم پایین و دوباره از اول.از صبح شغال خون تا وقتی صدای سگها بلند میشد و ما هنوز از رو نمی رفتیم کارمون این بود و تازه آخر شب که میومدن جمعمون میکردن زار میزدیم که یه ذره دیگه .یه بار یادمه یه عالمه مهمون داشتیم آخر شب بچه هاشون رو با پس گردنی از تو برف و گل و شل کشیدن بردن خونه...بچه های دهه ۵۰ سرما و زمستون اون زمان یادشونه.کفش ملی یه پوتین های قهوه ای زده بود که توش پشم و پیلی داشت و این یعنی کفش سیندرلا .اینو بپوش و برو حالشو ببر.توی خونه با آبگرمکن نفتی که عمرا می شد بری حمام.اونهم حمامهای اون زمان که از بس گنده بود می شد یه هیات رو توش نذری داد.کل بخاری و علا الدین(یادش به خیر با اون دود و بوی نفتش)محل هم اگه جمع میشد یه حمام گرم نمیشد.پس چاره چی بود هفته ای ۱ بار حمام عمومی البته از نوع نمره. با یه خروار بقچه و تلقچه و ساک و لگن و سنگ پا و ....دیگه اینکه توی حمام از خوشی ذوق مرگ می شدیم بماند.تازه بعدش هم از بس لباس می پوشیدیم که دیگه نمیتونستیم راه بریم یه جورایی مثل روبات می شدیم تازه همیشه نق میزدیم که بریم فلان حمام چون بهتره،تمیز تره،نزدیکتره..یه سال ۱۷ بار برف پارو کردیم.حالا برف کو؟حمام عمومی کو؟دو تا مجتمع به چه عظمت به جاشون ساختن.نفت فروشی محل که همیشه وقتی از جلوش رد میشدی باید مواظب میبودی تا لیز نخوری و جای سر و پاهات عوض نشه شده لوازم یدکی فروشی.از بس خیابون دولت ماشین رفت و آمد داره که مامانم جرات نمیکنه برای خرید بره اون طرف خیابون.برادرم رفت بالای شهرک نفت  یعنی دقیقا بیخ کوه خونه خرید .اگه دست دراز میکردی کوه تو دستت بود حالا اونجا هم برجهای صدف غوغا کردن.ای تف تو روتون بیاد پرو پرو کوه رو کندن و به جاش برج ساختن.خواهرم رفت رو به روی منکرات دروس خونه خرید که چشم انداز کوه داشته باشه و انصافا که عجب منظره ای داشت تو زمستون.حالا ۲ تا برج جلوش سبز شده یعنی کوه بی کوه.ای خدا این انصاف نیست .من دلم اون کوچه پس کوچه های قدیمی رو می خواد.وقتی میرم حوالی بازار آب لب و لوچه ام راه میوفته با دیدن پنجره های چوبی که قیژژژژژژژژژژ صدا میکنه .توی قلهک و دروس و به قول مهرداد بالا شهر اگه تک و توک باغ و اعیان نشین ببینی باید شک کنی که آیا صاحبش هنوز زنده هست و تو ارث نیوفتاده تا قیمه قیمه اش کنن .هنوز ملک و املاک مرحوم هدایت و وقفیاتش اینجا هست.من دلم بچگی ام رو می خواد.اون موقعی که نان بربری ۵ زار بود.آدامس خرسی که شد ۱ تومان دادمون درومد که ای داد ای هوار....جیگرکی یادتونه که با دوچرخه میومد داد میزد جیگریهههههه.میثم(خواهر زاده ام) همیشه پشت بندش می گفت مامان جی جیی اومده برم بخرم؟

....

.....بگذریم.

....امروز صبح اومدم تیپ عوض کنم دو تا شلواری که با رنگ پالتوم بیاد پوشیدم دریغ از بسته شدن دکمه.یکیش که کتون بود رو گذاشتم پای آب رفتن پارچه ولی مخمله چی؟۴ چنگولی موندم که خاک عالم دم عیدی چه کنم با اضافه وزن؟تازه میخواستم برای دهمین سالگرد عروسیمون لباس عروسیم رو بپوشم و برم آتلیه و ....یکی نیست بگه دختره مشنگ با دوبار زایمان و یه بار جراحی آپاندیسیت مگه خوابشو ببینی لباست اندازه بشه.منم که حاضرم بمیرم ولی از این رژیم خرکیها نگیرم .ته هنرم روزی ۵۰ تا دراز و نشسته ولی آی جواب میده.میگی نه نگاه کن.اگه ظرف ۲۰ روز نشدم پارمیدای ساسی مانکن.

..........به خبری که هم اکنون رسید گوش کنید.همسر جونی یه دوستی داره که یه مدتی یه مزاحم تلفنی پیدا کرده.پس از مخ زنی معلوم شد که دختره از خرم آباد لرستان زنگ میزنه.پسره ی عبدالله پریشب پا شد رفت خرم آباد دیدن دختری که گفته خیلی خوشگلم.فکرشو بکنید ۱۸ ساعت با اتوبوس برو و بیا به خاطر هیچی.امروز صبح رسیده تهران.منم که سخت فضولیم گل انداخته ظهر زنگ زدم به همسر جونی که چی شد ؟پسره گفته نه بابا خوشگل نبود.دختره هم برگشته به پسره گفته ازت خوشم نیومد.مممممممممععععععععععع توی قرن ۲۱ و عصر تکنولوجی(مخصوصا اینجوری نوشتم) گاگول تر از این دوتا پیدا میشه.همینه که برف نمیاد دیگه....

.......اینم بگم و ختم جلسه.شنیدم به کسانی که میرن غزه ۶۰ ملیون میدن.راست و دروغش رو کاری ندارم.هر چند که سر جنگ بوسنی این کار رو کردن.یکی نیست بگه وقتی توی شیراز بخاری مدرسه آتیش گرفت و گلهای ناز اونجا پر پر شدن شما هیچ چاره اندیشی کردید؟یا اون مستند سازی که هنوز گوشه بیمارستان افتاده؟د آخه کاسه های داغ تر از آش مملکت خودمون باغ و گلستانه که دارید سنگ اونها رو به سینه میزنید.دارید چی به سر ملت میارید؟این حق ماست،نفت ماست پس چرا برای خودمون خرجش نمی کنید.لا اقل به پای اسلام نذارید.انسانیت حکم به هم دردی میکنه.منم وقتی می بینم خون همه جا رو گرفته،بچه داره زجه میزنه دلم پر پر میشه ولی با اینکه توی فرودگاه بست بشینید همه چیز حله.حالا هی غزه غزه کنید.اصلا زمان جنگ ایران و عراق مگه اینها یه کاسه آرد به ما دادن .مگه وقتی حلبچه و کردستان و خرمشهر و با خاک یکی شد همین حزب الله و ....صداشون درومد.جون من یه سر به روتانا و لبانون و ام بی سی بزنید.اگه یه کلمه از غزه گفتن.مگه بعد از جنگ ۳۰ و چند روزه اشون تمام خواننده هاشون با رئیس جمهور لبنان و پرچم حزب الله تا ۱ هفته نزدن و نرقصیدن.تمام شبکه هاشون داشتن اجرای گروهیشون رو نشون میداد که چه بزن و برقصی میکردن .اونوقت ما اینجا داشتیم خودمون رو کرک و پر میکردیم که ای داد ای هوار کشتن ،بردن،خوردن.انسان باشید حیوانهای انسان نما.میکشید دیگه به نوزاد و بچه چی کار دارید؟این عادلانه نیست.یعنی فلسطین داره جواب چی رو پس میده؟یعنی اینهمه کشت و کشتار و خون کافی نیست؟یعنی اینها عاقبت خوش گذرانی اجداد پول پرستشون هست؟بچه ها رو نکشید.خدایا داری میبینی چی به سر بشریت اومده؟

اگه فیلتر شدم یا تو تلوزیون شطرنجیم کردن میدونید از کجا آب میخوره دیگه؟؟!!

آخی بعد ۲ ماه چقدر حرف زدم....

پیوست:عکس گوشه وبلاگ تصادفی انتخاب شده ولی یه چند وقتیه که به این نتیجه رسیدیم که وقتی پرنیان اخم میکنه میشه کپیه این دخمله.حالا همینو رنگی کنید با موهای خرمایی روشن و چشمهای عسلی...نتیجه:پرنیان من

پست بعدی:۱۶ بهمن مصادف با دهمین سالگرد ....

شنبه 28 دی1387 |

 
Blog Skin