|
برای آخرین بار ....مرا دریاب.....
|
|
|
***حرف آخر رو اول میزنم........وبلاگ تعطیله .
و اما اونایی که دل و دماغ و حوصله درد دل خونی دارن خدمتشون سلام عر ض میکنم.
هر آغازی پایانی داره و اینهم پایان وبلاگ نویسی من هست.دنبال علت و معلول نباشید،خودتونم کرک و پر نکنید که میگم.آقا یک کلام ختم کلام حس و حالش نیست.دیگه حال و حوصله اش رو ندارم.حالا نه اینکه تو این مدت هم هر روز پست میذاشتم ،خودمو ریش ریش کردم با این وبلاگ نوشتنم. در هر حال یه مدت محض تنوع دست نوشته هام رو اینجا گذاشتم،ولی دیگه تعطیله. حالا پاشنه کامنت دونی رو از جا در نیارید و ماچ و بوسه واشک نریزید که دلمون تنگ میشه خودم میدونم تنگ میشه ،میخواستین انقدر خون به جیگرم نکنید تا حالا اینجوری به التماس نیوفتید.التماس نکن(با لهجه حسام بیگی) .... ولی خدا رو چه دیدید شاید یه روزی دوباره سر و کله ام پیدا شد.به خاطر همین هم قالب رو برگردوندم به قالب اولیه ام که خیلی دوستش دارم نیام ببینم اسم وبلاگم رو از لینک دونیتون حذف کردید ...
و اما از جفنگیات گذشته........توی این مدت دوستان مجازی فوق العاده خوبی پیدا کردم که دوست داشتم با عده ای شون صمیمی تر از دنیای مجازی میشدم و این دید و باز دید های وبلاگی جنبه حقیقی داشت.
از سارا لپ گلی و ویولت لپ گلی خودم یه دنیا سپاس که منو با دنیای وبلاگستان آشنا کردن و به عبارت بهتر فتنه رو چاق کردن و آتیش بیار معرکه بودن و باعث شدن که یکسالی وبلاگ نویسی رو تجربه کنم.اگر عمری باقی بود و بلاگفا پابر جا بود اینجا رو یادگاری میذارم برای پارسا و پرنیانم که وقتی بزرگ شدن ببینن چه مامان خلاقی داشتن.
مطمئن باشید که میام و به وبلاگهاتون سر میزنم کما اینکه الان هم تعدادیشون جزو Favoritesسیستمم هستن و حتی اگه به وبلاگ خودم نیام به اونها سر میزنم ولی اگه کامنت نذاشتم دلخور نشید .من میام که از نوشته های شما لذت ببرم نه اینکه سوک سوک کنم .
ممنون از همراهیتون در این یکساله و باز هم سپاس.
آغاز:۲۶ آبان ۸۴ .
پایان:۶ آذر۸۵
پارمیدا |
|
دوشنبه 6 آذر1385 |
|
|
| |