***در جایی خوندم که یک شرکت شکلات سازی سوئیسی برای ژانویه ۲۰۰۶ شکلاتی ساخته که روی آن یک لایه نازک طلای ۲۴ عیار قرار دارد.
این لایه قابل خوردن هست.قیمت هر بسته شکلات که دو عدد شکلات در آن قرار دارد ۱۵ پوند هست(۲۳،۰۰۰ تومن)
و معروف به خوراک اشرافی هست.این بسته جون میده واسه قرتی بازیهای والنتاین نه؟
من نمیفهمم چرا ما همش دنبال این هستیم که ببینیم چه چیزی باعث با کلاس جلوه دادن میشه و فورا اون کار رو تکرار کنیم..
.بابا به ما چه یه زمانی به خاطر خر گری
یه پادشاه دختر پسرها حق ابراز محبت و ازدواج نداشتن
و بعد یه رهبر مذهبی به نام والنتینوس اونها رو تشویق به ازدواج و ابراز عشق و علاقه میکنه که بعد روز مرگ اون معروف بشه برای کادو بازی و لاو ترکونی.
به خدا اگه یه سر به کتابهای ایران باستان بزنید میبینید که روزعشق و محبت در ابتدا در دین زرتشت و بین آریاییها مرسوم بوده و روز ۲۹ بهمن(۴ روز بعد از والنتاین)به این نام معروف هست
.چه اشکالی داره که با افتخار روز ملی خودمون رو جشن بگیریم و به ایرانی بودن و آریایی بودنمون افتخار کنیم.
برای کادو دادن و ابراز علاقه احتیاج به روز خاصی نیست که بعد هم مخصوصا بعضیها تمام سفرها،ماموریتها و قرارهای مهم رو برای این روز تنظیم کنن که از زیر فلوس خرج کردن در برن
و بعد هم با گردن کج خودشون رو به هالو گری بزنن که ای وای عزیزم حتما سر فرصت جبران میکنم.(آره جون عمه اشون
)عشق و علاقه و ابراز اون باید همیشه در دسترس باشه و ۲۴ ساعته سیگنال بده .

راستی اگه میخواین در مورد ایران باستان و دین زرتشت بیشتر بدونید اگه سفری به یزد داشتید حتما یه سر به آتشکده بزنید.شاید براتون جالب باشه که بدونید هر روز موبد زرتشتیان باید به تمام آتشکده ها سر بزنه و ....خودتون برید ببینید.
در هر حال روز لیالی و مجانین مبارک...البته عشاق حقیقی نه عشاق خیابونی و تلفنی و اینتر نتی.....که نباید نام مقدس عشق رو برای اینها به کار برد.


***جدیدا بابای بچه ها
کتابی خریده به نام انجیرهای سرخ مزار(نوشته محمد حسین محمدی) که مشغول خوندنش هستم. کتاب در مورد مسایل داخلی افغانستان در زمان جنگ داخلی خودشان در زمان طالبان ودر زمان حمله امریکا هست.خوندنش رو بهتون توصیه میکنم.
نثر زیبا و در عین حال سختی داره.فارسی پشتو(شاید هم دری!).ولی بد نیست که ببینیم زبان قدیم ایران چی بوده که حالا تلفیقی از عربی و انگلیسی و روسی و ترکی شده
.رمانی دردناک که از مستندات جنگهای افغانستان گرفته شده.بعضی از واژه های افغانی که برای من خیلی جالب بود اینها بود...سیاه سر=زن...پدرکلان=پدر بزرگ...مادر کلان=مادر بزرگ...ماما=دایی.
(فکرشو بکنید مامای آدم هنگام تولد داییش باشه

)..سماوار خانه=قهوه خانه...بوبو=مامان...کالا=لباس.......
***با وبلاگی آشنا شدم خاطرات من و ویلچرم که مربوط به خاطرات پسری ۲۷ ساله هست که بر اثر تصادف ۴ سال هست که قطع نخاع شده.ولی امیدوار تر از همیشه وبا ویلچر با سختیهای روزگار نبرد میکنه.
خوندن مطالبش رو بهتون توصیه میکنم.امیدوارم دوستان خوبی براش باشید.





یه یارو داشته تو خیابون راه میرفته و هر چند وقت یکبار میخندیده...ازش میپرسن چرا میخندی؟میگه دارم برای خودم جوک تعریف میکنم...بعد از یه مدت یارو غشغش میزنه زیر خنده...ازش میپرسن چی شد؟میگه این جوک رو تا حالا نشنیده بودم
