تبليغاتX
مرا دریاب که دل دریایی من بی تو مردابست
 

مرا دریاب که دل دریایی من بی تو مردابست

 
 

 
 
پارمیدا
پارمیدا

تا که بودیم ،نبودیم کسی ...
کشت ما را غم بی هم نفسی.
تا که رفتیم همه یار شدند ...
خفته ایم و همه بیدار شدند .
قدر آیینه بدانیم چو هست ...
نه در آن وقت که اقبال شکست .

 

 

پیوند ها

آشنایی با یک معلول قطع نخاع

از تشویش دست هایم

من و ام اس

سوته دلان

گیلاس خانومی هستم

روزمرگی

نیمه پنهان من

شرح زندگی من....

آزی

برای نخود وفندقم

خاطرات زندگي يك زن

یادداشت های یه آدم عجیب و غریب

هرچی دلم میخواد

دیرتش باد

سپیده

گذشته ایران زمین

حرفهایی برای گفتن

حکایت من در ولایت غربت

یزدان نگار

تا دنیا دنیاست دوستت دارم

دانشگاه با طعم باران

یادداشت های یک دختر ترشیده

توکای مقدس

زایمان شیرین ترین سختی دنیا

 

مطالب اخير

بدون شرح

...همسر جونی...

...4 سالانه...

...آینده نه چندان دور ایران...

...این منم که ...

....Happy Anniversary...

هردمبیلیات

دامادی نامه و فینالش...

....7 سالانه....

...جور واجور نامه...

 
 

درهم برهم

***در جایی خوندم که یک شرکت شکلات سازی سوئیسی برای ژانویه ۲۰۰۶ شکلاتی ساخته که روی آن یک لایه نازک طلای ۲۴ عیار قرار دارد.این لایه قابل خوردن هست.قیمت هر بسته شکلات که دو عدد شکلات در آن قرار دارد ۱۵ پوند هست(۲۳،۰۰۰ تومن)و معروف به خوراک اشرافی هست.این بسته جون میده واسه قرتی بازیهای والنتاین نه؟

من نمیفهمم چرا ما همش دنبال این هستیم که ببینیم چه چیزی باعث با کلاس جلوه دادن میشه و فورا اون کار رو تکرار کنیم...بابا به ما چه یه زمانی به خاطر خر گری یه پادشاه دختر پسرها حق ابراز محبت و ازدواج نداشتن و بعد یه رهبر مذهبی به نام والنتینوس اونها رو تشویق به ازدواج و ابراز عشق و علاقه میکنه که بعد روز مرگ اون معروف بشه برای کادو بازی و لاو ترکونی.

به خدا اگه یه سر به کتابهای ایران باستان بزنید میبینید که روزعشق و محبت در ابتدا در دین زرتشت و بین آریاییها مرسوم بوده و روز ۲۹ بهمن(۴ روز بعد از والنتاین)به این نام معروف هست.چه اشکالی داره که با افتخار روز ملی خودمون رو جشن بگیریم  و به ایرانی بودن و آریایی بودنمون افتخار کنیم.برای کادو دادن و ابراز علاقه احتیاج به روز خاصی نیست که بعد هم مخصوصا بعضیها تمام سفرها،ماموریتها و قرارهای مهم رو برای این روز تنظیم کنن که از زیر فلوس خرج کردن در برن و بعد هم با گردن کج خودشون رو به هالو گری بزنن که ای وای عزیزم حتما سر فرصت جبران میکنم.(آره جون عمه اشون)عشق و علاقه و ابراز اون باید همیشه در دسترس باشه و ۲۴ ساعته سیگنال بده .

راستی اگه میخواین در مورد ایران باستان و دین زرتشت بیشتر بدونید اگه سفری به یزد داشتید حتما یه سر به آتشکده بزنید.شاید براتون جالب باشه که بدونید هر روز موبد زرتشتیان باید به تمام آتشکده ها سر بزنه و ....خودتون برید ببینید.

در هر حال روز لیالی و مجانین مبارک...البته عشاق حقیقی نه عشاق خیابونی و تلفنی و اینتر نتی.....که نباید نام مقدس عشق رو برای اینها به کار برد.

***جدیدا بابای بچه ها کتابی خریده به نام انجیرهای سرخ مزار(نوشته محمد حسین محمدی)  که مشغول خوندنش هستم. کتاب در مورد مسایل داخلی افغانستان در زمان جنگ داخلی خودشان در زمان طالبان ودر زمان حمله امریکا هست.خوندنش رو بهتون توصیه میکنم.نثر زیبا و در عین حال سختی داره.فارسی پشتو(شاید هم دری!).ولی بد نیست که ببینیم زبان قدیم ایران چی بوده که حالا تلفیقی از عربی و انگلیسی و روسی و ترکی شده.رمانی دردناک که از مستندات  جنگهای افغانستان گرفته شده.بعضی از واژه های افغانی که برای من خیلی جالب بود اینها بود...سیاه سر=زن...پدرکلان=پدر بزرگ...مادر کلان=مادر بزرگ...ماما=دایی.(فکرشو بکنید مامای آدم هنگام تولد داییش باشه)..سماوار خانه=قهوه خانه...بوبو=مامان...کالا=لباس.......

***با وبلاگی آشنا شدم خاطرات من و ویلچرم که مربوط به خاطرات پسری  ۲۷ ساله هست که بر اثر تصادف  ۴ سال هست که قطع نخاع شده.ولی امیدوار تر از همیشه وبا ویلچر با سختیهای روزگار نبرد میکنه.خوندن مطالبش رو بهتون توصیه میکنم.امیدوارم دوستان خوبی براش باشید.

                                       

یه یارو داشته تو خیابون راه میرفته و هر چند وقت یکبار میخندیده...ازش میپرسن چرا میخندی؟میگه دارم برای خودم جوک تعریف میکنم...بعد از یه مدت یارو غشغش میزنه زیر خنده...ازش میپرسن چی شد؟میگه این جوک رو تا حالا نشنیده بودم

 

 

 

دوشنبه 24 بهمن1384 |

 

برج العرب....بهشت روی زمین

***قصه از اونجا شروع شد که....توی دوبی قمار حرام هست و به خاطر همین اومدن یه هتلی ساختن که خارج که از خاک دوبی باشه و بتونن اونجا کازینو بسازن.این هتل که اسمش برج العرب هست در واقع بر روی جزیره ای بنا شده که داخل آب ساخته شده.یعنی از خاک دوبی خارج شده (نوعی کلاه شرعی).در سال ۱۹۹۴ بنا شده و دارای ۲۰۲ سوئیت دوبلکس از متراژ ۶۰ متر تا ۶۰۰ متر رویال هست.با ارتفاع  ۳۲۱ مترکه حتی از ایفل هم مرتفع تر هست و بلندترین هتل دنیا است.شکل ظاهری هتل به صورت بادبان یک کشتی است و نور پردازی آن به صورتی است که هر دقیقه رنگ این بادبان عوض میشود و واقعا در شب زیباست. وقتی از بیرون به این هتل نگاه میکنی در قسمت بالای اون یک سیگار هست که قرار بود کازینو باشه ولی بعدا تبدیل به رستوران شد.برای رفتن به طبقات باید از پله برقیهایی که در دو طرف لابی هست استفاده کرد که در کنار هر پله یک آکواریوم به ارتفاع ۵ متر و عرض ۲۰ متر وجود دارد. زمانی که از پله ها بالا میروی در کنارت ماهیهای رنگارنگ شناورند.فواره های این هتل بی نظیرند .هتل علاوه بر استخر و بار و سالن جیم و ...دارای ۸ رستوران است.یکی مخصوص غذاهای دریایی که ظرف ۳ دقیقه حاضر است(در کنسرو هم ۳ دقیقه ای باز نمیشه).یکی در ارتفاع ۲۰۰ متری دریا  (همون بنای سیگار) و یکی هم ۲۸ متر زیر دریا.اطراف این رستوران شیشه ای است و هنگام صرف غذا انواع موجودات دریایی در کنارتان شناورند...خیلی رویایی هست نه؟تمام ستونها و تزئینات این هتل یا آب طلا هست و یا طلای خالص ۲۲ عیار(الهی بمیرم واسه این عربهای جهان سوم).در هر سوئیت با کارت مخصوصی باز  میشه که هیچ جنی هم نمیتونه  بی اجازه ازش رد بشه.داخل هر سوئیت تمام امکانات رفاهی از لپ تاب و اسکنر و پرینتر  گرفته تا مینی بار  و سونا و جکوزی ... موجود است.تمام وسایل اتاق از چراغ گرفته تا پرده و تلوزیون ... با کنترل کار میکنه.دور قاب تلوزیون طلاست .تزئینات سقف به صورت گلهای بر جسته از طلای خالص است .اگه دست دراز کنی و ۴ تا گل رو هپلی کنی خرج سفرت درومده(سقف رو ببینید).طراحی ساعت اتاقها خیلی جالب هست.من که خیلی خوشم اومد.ساعت رو به صورت بر عکس روی دیوار نصب کردن و پشت اون طوری نور پردازی کردن که سایه ساعت روی دیوار میوفته .در واقع شما سایه ساعت رو میبینید نه صفحه و عقربه رو.خیلی ساده و زیباست نه؟سرویس بهداشتی و مبلمان و ... که فوق العاده هست.

قیمت از شبی ۱۲۰۰ دلار(۱ ملیون و ۸۰۰ هزار تومن)تا ۳۵۰۰ دلار(۳ ملیون و ۲۰۰ هزار تومن)اقامت خوشی را برای شما آرزومندیم.www.burj_al_arab.com

فکر نکنید زبونم لال ما توی این هتل اقامت داشتیم.نخیر وسع ما بیشتر از مسافر خونه لاله زار نیست(همون بحث اسکروچ)ما به صورت مهمان افتخاری از این هتل سان دیدیم که ندید بدید از دنیا نریم. 

پست امروز خیلی جدی بود نه ؟!با گروه خونی خودم هم سازگار نبود حالا اینم یه جوک ...راستی اگه جوک هام ته کشید سخنان بزرگان رو مینویسم که ادای نذر کرده باشم.

به باباهه میگن پسرت رکورد شکسته...میگه :غلط کرده من یک قرون هم خسارت نمیدم

پیوست:آرمی عزیز در پست قبلی گفته که این خاطرات به معنی پز دادن و بیان این هست که من به دوبی سفر کردم...و برای خونمایی هست.من جوابش رو اینجوری دادم...اگه من از خاطرات دانشگاه و یا شب یلدا میگم یعنی میخوام بگم که من دانشگاه رفتم و یا هندونه خریدم؟نه اینها تمام خاطرات من هست.چون دوست ندارم وبلاگم در حد شعر باشه ...نمیدونم این نظر من درسته یا نه؟اگر من چیزی مینویسم دلیل خودنمایی نیست...اگر شما مثل آرمی فکر میکنید و دوست ندارید اینجور مطالب رو بخونید به منم بگید که دیگه ننویسم...منتظر جواب هاتون هستم.

سه شنبه 4 بهمن1384 |

 
Blog Skin