***اول از همه تولد امام رضا مبارک .
..هر کی فهمید چرا به امام رضا میگن غریب به منم بگه؟!
دوم اینکه سیستمم خراب بود و بال بال زدم تا تونستم سر وقت درستش کنم که بد قولی نکنم و سر وقت پست بذارم...الوعده وفا...
دو شنبه ظهریکی از دوستانم زنگ زد که شنبه دارم میرم دوبی که اگه ویزا دادن از همونجا برم آمریکا..امشب مهمونی گرفتم پاشو بیا میخوام در مورد دوبی هم ازت اطلاعات بگیرم(بابا خیر امواتت حالا چه وقت مهمون دعوت کردن بود؟عزراییل هم از چند روز قبل دعوتنامه میده!)
عصر داشتم آماده میشدم که برم که دیدم اوه خط چشمم خشک شده.
.ای ددم وای بعد یه عمری اومدیم آرایش کنیم اینم که خشک از آب در اومد
.اخه من زیاد اهل آرایش نیستم و اگه یه مهمونی رسمی باشه آرایش میکنم در غیر اینصورت سالی خدا تومن پول بهترین مارکها رو میدم و بعد هم که خشک شد روانه سطل میشه و باید خمسش رو بدم
.(قابل توجه خانمهایی که صبح کیف آرایش زیر بغل میرن دستشویی حیف از زیبایی و طراوت جوونیتون نیست که با مواد شیمیایی خرابش میکنید!!مشک آن است که خود ببوید نه انکه کرم پودر و ریمل و خط چشم بگوید...)
خلاصه با کلی تف مالی و ریش گرو گذاشتن (راستی ریش گرو میذارن یا سبیل؟
)و جون من مرگ تو یه چیزکی کشیدم که اتفاقا بدم نشد..خط چشم طوسی!!!
طبق معمول رفتم صاحبخونه رو از خواب بیدار کردم که پاشو مهمونت اومد ـــ هر کاری میکنم که دیر برسم به مهمونی بازم اولین نفر هستم حالا مشکل از کجاست الله اعلم ـــ
که دیدم تازه دارن زنگ میزنن که مهمونی چه جوریه؟ چه جور لباسی بپوشیم؟
گفتم بله کله پاچه هم افتادیم
!حضرات یکی یکی نزول اجلال کردن و رسیده نرسیده گوشیها ردیف شد روی میز(منو باش که گوشیم رو گذاشتم توی کیفم کیفم هم گم و گورش کردم ) بعضیهاشون هم که گذاشتن توی جیب شلوارشون و اگه روشون میشد هندز فیری(بابا فینگیلیش) وصل میکردن یا با یه چیزی مانیتور ها رو جلوی چشمشون آویزون میکردن...اینم خاصیت تکنولوژی...
بین همه یکی بود که هر کی میدیدش باید کفاره میداد
وقتی دیدمش یاد نقاشیهای بچه ها افتادم که یه صورت گنده میکشن و یه تنه و دو تا چوب به عنوان دست...خدا نصیب نکن فکرشو بکنید یک اسکلت که یه ملاقه گوشت ریخته باشن روش!!!قد ۱۶۰ و وزن ۳۷!!!!!!!

که وقتی راه میرفت صدای قرچ قوروچ لولاهای بدنش شنیده میشد...من که جرات نکردم طرفش برم چون ترسیدم باد تنه من بهش بخوره و پهن زمین بشه بعد باید با خاک انداز جمش میکردیم چون قطعا متلاشی میشد!
پیش خودم گفتم خوبه که پولدار وگرنه آدم فکر میکرد سوء تغذیه داره
موقع شام سوت اول رو من زدم و بعد بقیه حمله ور شدن و از اونجایی که همه رژیم داشتن تمام گوشت و مرغها خورده شد و پلوهای طفلکی دیپورت شدند...و همه خودشون رو ریش ریش کردن که بگن من از همه فشن تر هستم.
..شب خوبی بود خوش گذشت.
برای دوستم دعا کنید که کارش جور بشه و بره.
..۲ سال پیش خانواده اش رفتن لوس آنجلس خودش هم نامزد کرد و قرار بود بره آتلانتا ولی نامزدیش به هم خورد و اینجا موندگار شد(خودتون رو کرک و پر نکنید که بفهمید کی نامزدی رو به هم زد ..فضولی هم حدی داره)
و اما جوک
مرد میره پول میندازه توی صندوق صدقات در جا میمیره...شاکی میشه میگه من که پول انداختم...عزراییل میگه :آخه گوشه نداشته بید جیگر

پیوست ۱:نفیسه عزیز گفته که بلاگ دیر باز میشه هر کی موافق هست دستها بالا و اعلام کنه تا یه خاکی تو سرش بریزم.ممنون
پیوست ۲:یه ادم خیر پیدا بشه و به من بگه که ویرگول فارسی کجای کیبورد هست؟ من تا قبل از وبلاگ نویسی اصلا فارسی تایپ نمیکردم و ویرگول رو پیدا نکردم..
.و چه جوری میتونم بدون اینکه آدرس کامل وبلاگ یا مطلبی رو بنویسم فقط با ذکر اسم و کلیک روی ان به مطلب مورد نظر مراجعه کرد؟خیلی ناشی هستم نه؟؟؟؟؟اگه کمکم کنید ممنونتون میشم.
پیوست ۳:آپدیت بعدی ۳۰ آذر مصادف با شب یلدا و تولد جوجو عزیز...