...سلام
دیدین دوباره اومدم.بالاخره دلم کار خودشو کرد و شد دوست ناباب و من و از راه به در کرد و نشوند پای بساط وبلاگ
.از همینجا از همه اونهایی که من و میبینن یا صدامو میشنون میخوام که در انتخاب دوست به حرف بزرگترها گوش بدن،چشم؟چشم.
عارضم به حضورتون که تو این یک سال و نیمی که نبودم خیلی دلم براتون تنگیده بود.البته بهتون سر میزدم و مطالبتون رو میخوندم یه تعدادی هم دوست تازه پیدا کردم که بعدا معرفی میکنم.ممنون از عزیزانی که تو این مدت باز هم به اینجا سر میزدن .به خاطر شما لپ گلی ها دوباره سر و کله ام پیدا شد دیگه![]()
اگر جویای حال و احوال ما هستید ...پس بخونید...شکر خدا همه چیز به خیر و خوشی میگذره.پارسا امسال میره کلاس اول و در نتیجه قراره ما پوست بندازیم بابت تحصیلات ولیعهد.فکرشو بکنید پارسایی که ک...ن نشستن برای غذا خوردن نداره حالا بخواد بشینه دیکته بنویسه!!!
رب و روب من یکی رو که میاره جلوی چشمام.هفته پیش سر کلاس اسکیت انقدر حرف زد که مربیش یه بوس مشتی ازش کرد و بعد هم یه اولتیماتوم بهش داد که هیس
...مموشک من هم هاج و واج مونده بود که مگه چیه؟!!!
ای قربون اون خنگولک بازیت بشم![]()
پرنیان هم ۳ سالش تموم شد ه و کمثل الهوو افتاده به جون من ...روزی نیست که قرتی خانوم یه بامبولی در نیاره که لاکم خراب شده،دستمبندم(همون دستبند خودمون) کو؟،موهامو اینجوری ببند،میخوام ناخنم تیز باشه(یعنی بلند باشه)،مامان ببینمت باز رژ لب زدی؟
...روزی شونصد بار هم لباس عوض میکنه. هر چی من بپوشم اونم میگرده لنگه اش رو از تو کمدش گیر میاره و میپوشه
خلاصه که کار من شده افتادن تو خیابون و دنبال گوشواره چسبی و ...گشتن .به قول مامانم هر چی خودم ساده و دگوری بگوری بودم این بلا گرفته داره تلافی میکنه![]()
از این به بعد طبق روال قبل سعی میکنم هر هفته مطلب بذارم .فقط اگه دیدید دوباره گم گور شدم لطفا به گیرنده های خود دست نزنید ایراد از کامپیوتر اینجانب است که ریپ میزنه و طفلکی با سلام و صلوات سر پا نگهش داشتیم و از همین جا هرگونه شایعه ای را تکذیب مینمایم.
(فقط نمیدونم به آقای الهام بگم یا حسینی که تکذیب کنه؟
)
در ضمن هرگونه نظر و انتقادی که دارید میتونید با روابط عمومی شبکه در میون بذارید یا برای ما پیامک بفرستید و مطمئن باشید که هیچ گونه ترتیب اثری داده نمیشه.
پس شما رو به خیر و ما رو به سلامت...
هان هان یه چیز دیگه با چشمهای خودم عزراییل رو دیدم از بس دنبال قالب گشتم
حالا به نظرتون چطوره؟
و اما...
اگه گفتی این به فارسی چی میشه؟"with carpet rice...with fish what"ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ باقالی پلو با ماهیچه![]()
بدرود![]()
پیوست:نوشته شده در حوالی ظهر جمعه...فکرشو بکنید ساعت ۵ صبح خوابیده باشی بعد ساعت ۸:۴۵ درررنگ سلام علیکم مهمون نمیخوای؟
ماماااااااااااااان![]()
***حرف آخر رو اول میزنم........وبلاگ تعطیله
.
و اما اونایی که دل و دماغ و حوصله درد دل خونی دارن خدمتشون سلام عر ض میکنم.
هر آغازی پایانی داره و اینهم پایان وبلاگ نویسی من هست.دنبال علت و معلول نباشید،خودتونم کرک و پر نکنید که میگم.آقا یک کلام ختم کلام حس و حالش نیست.دیگه حال و حوصله اش رو ندارم.حالا نه اینکه تو این مدت هم هر روز پست میذاشتم ،خودمو ریش ریش کردم با این وبلاگ نوشتنم.
در هر حال یه مدت محض تنوع دست نوشته هام رو اینجا گذاشتم،ولی دیگه تعطیله. حالا پاشنه کامنت دونی رو از جا در نیارید و ماچ و بوسه واشک نریزید که دلمون تنگ میشه خودم میدونم تنگ میشه ،میخواستین انقدر خون به جیگرم نکنید تا حالا اینجوری به التماس نیوفتید.التماس نکن(با لهجه حسام بیگی)
.... ولی خدا رو چه دیدید شاید یه روزی دوباره سر و کله ام پیدا شد.به خاطر همین هم قالب رو برگردوندم به قالب اولیه ام که خیلی دوستش دارم
نیام ببینم اسم وبلاگم رو از لینک دونیتون حذف کردید
...
و اما از جفنگیات گذشته........توی این مدت دوستان مجازی فوق العاده خوبی پیدا کردم که دوست داشتم با عده ای شون صمیمی تر از دنیای مجازی میشدم و این دید و باز دید های وبلاگی جنبه حقیقی داشت.![]()
از سارا لپ گلی
و ویولت لپ گلی
خودم یه دنیا سپاس که منو با دنیای وبلاگستان آشنا کردن و به عبارت بهتر فتنه رو چاق کردن و آتیش بیار معرکه بودن
و باعث شدن که یکسالی وبلاگ نویسی رو تجربه کنم.اگر عمری باقی بود و بلاگفا پابر جا بود اینجا رو یادگاری میذارم برای پارسا
و پرنیانم
که وقتی بزرگ شدن ببینن چه مامان خلاقی داشتن.![]()
مطمئن باشید که میام و به وبلاگهاتون سر میزنم
کما اینکه الان هم تعدادیشون جزو Favoritesسیستمم هستن و حتی اگه به وبلاگ خودم نیام به اونها سر میزنم ولی اگه کامنت نذاشتم دلخور نشید .من میام که از نوشته های شما لذت ببرم نه اینکه سوک سوک کنم
.
ممنون از همراهیتون در این یکساله و باز هم سپاس.![]()
آغاز:۲۶ آبان ۸۴ .
پایان:۶ آذر۸۵
پارمیدا![]()
***پنج سال گذشت.....

....HAPPY BIRTHDAY SWEETY....
یه سری از عکسهای پارسا
رو اینجا گذاشتم.
پسرک من
. فروردین ۸۵......خوشگل زیاد پیدا میشه تو دنیا اما یکیش خوشگل من نمیشه(یه چیزی تو مایه های قربون اون لنگ و پاچه بلوریت برم)![]()
دختر خوب اگه سراغ داری به مامانم بگو![]()
بهمن ۸۲. استانبول.دما ۱۰ درجه زیر صفر
.....از اون بالا کفتر میایه یکدانه پسر میایه![]()
بچه گیر اوردی
.....
د اگه مردی برو با هم قد و قواره خودت بازی کن.دهه![]()
