|
گرد و قلمبه با چشم های درشت سبز که به مادر بزرگ پدریش رفته.نتیجه ی دختری ستارخان هست خوش تیپ،خوش هیکل با یه ۵/۴ کیلو اضافه وزن.قد طویل،سفید و بور و چشم سبز هست خوش اخلاق و مهربون و خانواده دوست هست و در کل مثبته..تو کارهای خونه به غیر از ظرف شستن کمک می کنه.بال بال یزنم ظرف نمیشوره و با نهایت عشق اگه ظهر برگردم خونه باید ظرف های صبحانه اش رو بشورم.ولی موقع مهمونی و بچه داری سنگ تموم میذاره.خوش قلب و دلش پاکه.اصلا کاری به کارت نداره که کجا میری و کی میای و ...؟ سن و سالش زیر ۳۰ سال می خوره ولی وقتی ملت می فهمن که چند سالشه و تازه ازدواجم کرده و تازه ترم دو تا بچه هم داره فکشون میاد رو آسفالت. بهترین بهترین ها ، ۳۹ سالگیت مبارک. پست بعدی...عروسی به سبک سوریایی
ساعت ۸ رفتم اتاق جراحی .ماسک رو گذاشتن که باز رگ خل خل گریم گل کرد و خواستم ببینم تا کی میتونم مقاومت کنم و بیهوش نشم حالا بشنوید از همسر جونی بعد از ظهر پارسا براش یه شاخه رز صورتی آورده بود و اصرار اصرار که خواهری بگیرش برای تو آوردم و می خواست بذاره تو دستش ...... ...... ...... حالا ۴ سال از اون روز میگذره....دختر من عاشق اینه که عروس بشه خدایا به خاطر وجودش.به خاطر زیباییش.به خاطر سلامتیش.به خاطر دل پاکش.به خاطر قلب کوچولوی مهربونش. به خاطر خنده هاش.به خاطر گریه هاش. به خاطر لجبازیهاش. به خاطر جیغ جیغو بودنش.به خاطر...به خاطر... سپاسگذارم. عروسکم تولد ۴ سالگیت مبارک. پیوست:دارم برای پارسا و پرنیان یه وبلاگ اختصاصی میزنم که تمام مراحل زندگیشون رو توش بنویسم و عکس هاشون رو هم بذارم . فقط می خوام اختصاصی باشه وخانوادگی و امکان بازدید برای دیگران نباشه پست بعدی:۲۸ اردیبهشت ...تولد همسر جونی پست بعد تریش...عروسی به سبک سوریایی
برداشت اول:...سه روز پیاپی برای یه مهمونی ۱۵ نفره به اصطلاح عروس پا گشا مهدی و سوسن خودم و و همسر جونی و مامان خانومی رو ریش ریش کردم برداشت دوم:...صبح خروس خون ساعت ۷ طبق عادت بیدار شدم و دیدم هوا ابری هست و یه دعا و ماچ و بوسه برای خدا فرستادم برداشت سوم:...ساعت ۸ صبح درینگگگگ ـــ کیه؟ ـــ امیر .پدرش فوت کرده بیمارستان لبافی نژاده.گفت بیا کمکم کن.هفته پیش پروستات عمل کرده.اگه بخوان امروز دفن کنن تا شب درگیر هستیم....اینم از جمعه ما. زنگ زد به یکی دیگه از دوستاش که اونهم بیاد کمک. دلم خیلی برای امیر سوخت.گفتم آخه مگه میشه آدم انقدر تنها باشه که از دوستش برای دلداری و کفن و دفن پدرش کمک بخواد صبح یه لحظه دلم لرزید.گفتم ببین چی داره به سرمون میاد که رابطه دوستی محکم تر از فامیلی هست که امیر از دوستش کمک خواسته.۱ خواهر که بیشتر نداره اونهم ته دنیا.حالا اون هست و یه جنازه و یه مادر تنها که تازه باید پشت و پناهش هم باشه. ***************************** تازگیها صمیمیت و رابطه بین دوستان رو بیشتر از قوم و خویش حس میکنم.شاید انقدر که با دوستت راحت باشی و از جیک و ویک هم خبر داشته باشی و تعطیلاتت و سفر رو با اونها برنامه ریزی کنی حتی با خانواده خودت اینجور نباشی.چیزی که چندین سال قبل در فرهنگ غرب پیدا شده حالا داره میاد ایران یه لحظه آینده خودم و همسر جونی رو دیدم من اینو نمی خوام حتی تصورش هم وحشتناکه ************************************ عید امسال برای ما خیلی خوب بود ********************************** چند روز پیش در برنامه چهره ها ی بی بی سی پرشیا با ف .ر.ح *د.ی.ب.ا مصاحبه می کرد و خاطراتش رو می گفت.برام خیلی عجیب بود که خودش داشت همه اونچه که ر.ژ.ی.م ما در مورد اونها توصیف می کنه رو اعتراف می کرد ثریا *بختیاری همسر اول محمدرضا *پ.ه.ل.و.ی در سن 80 سالگی(چطور دلش اومد این گوگوری مگوری رو ول کنه؟) ف.ر.ح* د.ی.ب.ا.غلامرضا* پ.ه.ل.و.ی و همسرش یاسمین ف.ر.ح* د.ی.ب.ا.غلامرضا* پ.ه.ل.و.ی و سه دخترش پست بعدی ۱۹ اردیبهشت...تولد پرنیانم. پیوست:شیرین تا ۳ روز انواع و اقسام میوه،شیرینی،پلو،چلو،سالاد و ...داریم.
|
About![]()
تا که بودیم ،نبودیم کسی ... Archivesاردیبهشت 1388اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 Links
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
قالب های بلاگ اسکین |